تبليغاتX
متولد ماه آذر
متولد ماه آذر
ببخشاي بر ما ببخشای ای روشن عشق ببخشای اگر صبح را ما به مهمانی کوچه دعوت نکردیم ...

به زودی می نویسم :

سهم من از تو قطره ..........




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط رامین ( بنی )



به باور يک احساس حريص
به شکايت يک شاکي ناشناس
به روايت يک غريو بي غرور
زردتر از یک غروب غمگین
و آشفته تر از يک شيداي بي شيفته
پائيز مي آيد تا تلنگري به دل بزنيم
که چرا به استقبالش ميرويم
وقتي ميدانيم فصل جدايي است
پائيز مي آيد تا بسنجيم که چقدر ميتوانيم بمانيم
مي آيد تا بدانيم چگونه دوست ميداريم
وقتي خودخواه ميشويم
جدا ميشويم ، تنها ميشويم ، آرام ميشويم و مي رويم
و باز که پائيز تمام شد
مي بينيم هنوز همانجايي هستيم که بوديم
وقتي به هيچ جا نرسيديم
پائيز مي آيد تا بگويد
تو که از تابستان گرما زده شده اي
خنکت ميکنم ولي در زمستان سرد ، تنها چه ميکني ؟
پائيز مي آيد  که تنها باشي فکر کني
که آرام باشي تندي نکني
که خالي شوي کينه نفروشي
که باور کني زمان و زندگي نمي ايستند
نمي ايستند تا تو باز خودخواه بماني
امتحان کني و خطا نکني
آري پائيز مي آيد تا امتحان بگيرد تا تحمل ما را بسنجد ...
و من که متولد پائيزم
به افتخار قدمش
مي ايستم . . .

+سخن آخر : اگر روزي دشمن پيدا کردي ، بدان در رسيدن يه هدفت موفق بودي !
                   اگر روزي تهديدت کردند ، بدان در برابرت ناتوانند !
                   اگر روزي خيانت ديدي ، بدان قيمتت بالاست !
                   اگر روزي ترکت کردند ، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد !


پ.ن-۱- دوستانی که در مورد مطالب وبلاگ نظر میدن لطفا" نظر خصوصی ننویسن ...
پ.ن-۲-درصورت درج نظر لطفا"برای پاسخ آدرس وبلاگ یا ایمیلتونو بنویسین  ...
پ.ن-۲-سخن آخر این پست (اگر روزی ...) را از وبلاگ یکی از دوستان نوشتم که بنظرم جالب بود و امیدوارم غم و غصه هاش تموم شده باشه ...




نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط رامین ( بنی )



قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند                  بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم     <حافظ>

من معمولا" کم دست به ترکیب و قالب وبلاگم میزنم . این قالب جدیدو هم دستکاری کردم  و چیزایی بهش اضافه کردم تا نظرمو جلب کنه . حالا فک میکنم  تا مدتی وبلاگم با همین قالب ثابت باشه . بعد از چند هفته که وبلاگم با نامهای متفاوت در حال تغییر بود تصمیم گرفتم نام  متولد ماه آذر  رو براش انتخاب کنم . از دوستانی که منو با نام  تنها در شب  لینک دارن میخوام لطف کنن تغییرش بدن . تغییرات تابستانی وبلاگ منم تموم شد . . .

منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هرشب من با هجومت روبرو شه

بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو مي رم
منو درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام . . .

+ اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم . شکسپیر




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط رامین ( بنی )



چشمهایم را باز میکنم
صدایی آرام مرا از خواب بیدار میکند
قلم بر صفحه بی خطی می لغزد که احساس فرماندهی میکند
می خوانم و می نویسم از آن . . .
وقتی هنوز هم وامدار دلم هستم

وقتی دست سرنوشت به یاری احساس آمده است
وقتی دل میزبان مهربانی چون تو پیدا کرده است

تقدیم به تو که زنده میکنی دلتنگیهای نهفته ام را
به تو که جاودانه میکنی احساس گم گشته ام را
و روشن می کنی بهانه های خاموش شده ام را

به همان بهانه که تو میدانی
می مانم

و به همان ترانه که تو میخوانی
می نوازم

وعده ما پیش دل همیشه مهربانت
تا بمانیم و همیشه بمانیم . . .


+ دست سرنوشت ارباب آدمهای ترسو و بنده جسوران است .




نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط رامین ( بنی )



 

+ بعد از تغییر قالب و اصلاح آن نام وبلاگ بهمراه آهنگ آن در حال تغییر است . . .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط رامین ( بنی )



آنگاه که کوتوله اي خود فريب نقاب از چهره بر ميدارد
و درمانده و مستاصل بي آنکه هيچ حرفي براي گفتن داشته باشد
افسار گسيخته دهان خويش را به اندازه همه توهمات ساده انگارانه اش باز ميکند و لجن بيرون ميريزد.
او که بايد مدرک دانشگاهي اش را بر ديوار شکسته حقارتش قاب کند.
شگفتا با اين طرز بيان ، خود را عاقل و ديگران را ديوانه مي خواند.
اين موجود نامتعادل با القاء توهمات خودفریبی و عاشق پنداريش سعي در رام کردن درون ناآرام خود و جبران عقده هاي عاطفي اش دارد
راست گفته اند کسي را که خوابيده است ميتوان بيدار کرد ، اما کسي که خود را به خواب زده هرگز نميتوان بيدار کرد
در حاليکه زبان هر کس نشان شخصيت و ادب اوست ،
آيا ارزش حرفهاي بي مقدارش حتي از خود کوتوله اش هم کمتر نيست ؟
براي من که آدمهاي با دلهای بزرگ و به مراتب بالاتر از او ديده ام
او را کوتوله تر از آنچه هست مي بينم
لذا براي تسکين ذهن ناهنجارش مطلبی به زبانی دیگر به آدرس وبلاگ شخصی اش نوشتم، شاید که بیدار شود ...

مطلب فوق در جواب نظرات بی ارزش فردی است که در وبلاگ خود عقده گشایی کرده است ...)




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم تیر 1388 توسط رامین ( بنی )



پرانتز را باز مي کنم و مي نويسم
پرانتز را نمي بندم ، بگذار قلم تو هم چیزی بنویسد . ( ...



نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط رامین ( بنی )


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
امکانات وبلاگ

ساعت رسمي وبلاگ

نظر دهي از طريق ياهو

موسيقي متن وبلاگ

سايتهاي مفيد

براي ديدن فال خود کليک کنيد

طرح قالب از بلاگ اسکين

ويرايش قالب توسط بني

Edited By Beni

 
Blog BENI